روی خندان تو را کاشکی می دیدم …
Filed under: یادداشتهای روزانه
روی خندان تو را کاشکی می دیدم …
Filed under: یادداشتهای روزانه
| mahdi در تاریخ تا آخرین قطره… | |
| مهدی در تاریخ این به نفع هیچ… | |
| محسن در تاریخ این به نفع هیچ… | |
| محسن در تاریخ ضدالگو, Anti-Patter… | |
| چگونه یک تر… در تاریخ My Customized Dev.Env |
وبلاگ روی وردپرس.کام. Theme: Digg 3 Column by WP Designer
ghorbonet beram azizam. mifahmam chi migi…
amma in harfa bet nemiad…
شانه بالا زدنت را بی قید…و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد…و تکان دادن سر…
چی شده آقا مهرداد، نبینم که به NullPointerException خورده باشی!
البته من که از Anonymous بودن خارج شدم، اما باز با همین امضا میام سراغت!
فکر کنم این جور مواقع nullPointerException جواب گو نیستند . یک چیزی تو مایه های Fatal Error . چیزی که رخ میدهد و حتی نمی گذارد برنامه اجرا شود . گند می زند توی ذوقی که موقع زدن F5 بهت دست میدهد . تازه باید بشینی از اول ببینی کجا گند زدی . دیگه نمی تونی با یک تف و چسپ یک try & Catch بنویسی.