مقدمه اي بجاي متن:
گاهي اوقات بشدت درمانده ميشم كه بالاخره چه چيزي اهميت داره و چه چيزي بي اهميته. نمونه اش همين موضوع خط و زبان خودمون. موضوع از اونجا شروع شد كه چند وقت بود نسبت به غلطهاي (دستور زباني و املايي) توي وبلاگستان و بين دوستان وبلاگنويس حساس شده بودم. از غلطهاي مرتبط با دستورزبان كمي راحتتر رد ميشدم ولي غلطهاي املايي بشدت منو ناراحت ميكرد.
نهايتا يه پست نوشتم ولي فقط يه لحظه قبل از انتشار، بنظرم رسيد كه كمي تند رفتم. پست رو پاك كردم و سعي كردم طي چند روز بعد با دوستانم راجع به موضوع صحبت كنم و نظر اونها رو هم جويا بشم. انواع و اقسام جوابها رو هم شنيدم. از اعتقاد كامل به جدانويسي تك تك حروف و حذف حروفي كه همپوشاني دارند (ز، ذ، ض، ظ) گرفته تا كساني كه حتي فكر كردن به روندي كه در حال حاضر سعي در تغيير قوانين فارسي داره (مثلا نوشتن رفت م بجاي رفتم)، براشون سردرد عظيمي بود.
در نهايت، الان اينجا هستم كه بگم من فارسي رو همينطور كه هست دوستش دارم. بدون يك حرف كم و زياد، بدون جدانويسي هاي بيهوده، و بدون غلطهاي املايي.
شايد دوستي پيدا بشه و از من دليل منطقي بخواد كه چرا بايد اين همه همپوشاني حروف رو رعايت كنم و خودم رو به سختي بندازم؟! و از اونجاييكه هيچ دليل منطقي از من نخواهد شنيد، سرحال و سرخوش ميشه كه حق با اونه. ولي هيچوقت از خودش نميپرسه كه چرا براي درست نوشتن يك جمله انگليسي توي وبلاگش كلي وسواس به خرج ميده و مواظبه كه cite رو site ننويسه. چون اين دوتا كلي باهم تفاوت معنايي دارن، حتي اگه تلفظشون هم يكي باشه.
دستهبندی شده در: یادداشتهای روزانه



با اینکه در زمینه املا هیچ ادعایی ندارم (یعنی ممکن هستش که خودم هم اشتباهات املایی زیادی در وبلاگم داشته باشم ) ولی خوب یکی از دلایل ضعف املایی که ما ها داریم در کمبود مطالعه هست ، فکر کنم با کمی بیشتر کردن مطالعه مون بتونیم مقداری به املاء مون سر و سامان بدیم .
من فقط به این دوستمون underline بگم که برادر من این www رو از اوله آدرس وب لاگت ور دار – همونی که کنار این آقاهه با چشمان مخوف نوشتی-
منم فقط یه این دوستمون onyekit بگم که برادرتر من چرا ؟ این www مگه با تو چه کار داره ؟ :دی
صحبتای شخصیمونو میارم تو وب لاگ خودت برادر زیر خط دار.
کامنت های مهندس مهرداد رو خراب نکنیم…
من هم با درست نویسی موافقم. بیشتر هم سه دلیل داره:
۱) برای جستجوی اینترنتی مجبور نباشیم عبارت مورد نظرمون رو برای سلیقههای مختلف، بیست جور تایپ کنیم!
۲) همیشه وقتی تو forum های انگلیسی میبینم یکی اومده خیلی اصطلاح به کار برده یا از رسم الخط خاصی استفاده کرده که گاهی باعث میشه من چیزی نفهمم، میگم این نمیتونسته مثل آدم از زبونشون استفاده کنه؟! گرچه بعیده یه آدم بیکار از یه ملیت و زبان دیگه بخواد فارسی یاد بگیره.
۳) استاندارد نوشتن (که اصلا هم سخت نیست) اعتبار خودش رو مدیون دلایل ما نیست. خوبه چون خوبه!
یه موضوع دیگه که من درموردش تردید دارم اینه وقتی همچین موردی رو میبینم، تذکر دادن از طریق کامنت یا ایمیل، باعث ناراحتی طرف میشه یا نه؟ به نظر خودت آدم بگه بهتره یا نگه؟
پدرام جان در مورد نکته آخری که گفتی :
بعضی ها فکر میکنن اون کسی که تذکر داده میخواسته از او سوتی بگیره یا ضایع اش کنه ولی اگر فرد یکم چشمم رو بیشتر باز کنه میبینه که اون خیرش رو میخواسته یک چیزی که به تجربه به من ثابت شده این هست که وقتی یکی از یکی غلط املائی میگیره صحیح آن غلط تو ذهن فرد همیشه میمونه و این خیلی خوبه !
سلام دوست عزيز
والله درسته كه فيلم رو در روز ديدم و لي با سيستمي كه ديدم و تصوري كه قبل از ديدن فيلم داشتم يعني ساعت 11 شب در سينما فرهنگ تمام ترس بدون كم و كاست بهم القا شد.
صداش هم اونقدر بلند بود كه با هر بار خر خر صدا كردن يوكو يا جيغ گربه ايه پسرش صداي داداشم در بياد كه كمششششششششش كننننننننننننن
يه سوال
فيلم براي شما چند دقيقه بود
اكه سي دي اش اشكال داره برم بزنم تو سر پسره
فيلم من توي صحنه اي كه اريك (همين بود ديگه اسمش) ميميره و دختره ميره بالا سرش و اين چيزا و بعد يوكو پشت سرش بود تموم ميشه
و اسامي رو ميزنه
ميشه كه بگيد ايا ادامه داشت يا نه
در جواب پدرام بايد بگم كه مساله بنظرم كمي اساسي تره (وتاسف بارتر). همه الان سعي دارن بدون هيچ دليل موجهي برخلاف اون مساله عمل كنن (رعايت استانداردها).
يه مثالش همين رواج “جواديسم مزمن” در نشريات و حتي صداوسيماست. به خيال خودشون براي جذب مخاطب، سخيفترين نوع نوشتار و گفتار رو بكار ميبرند تا مثلا به زبون مردم صحبت كرده باشند.
غافل از اينكه زبان گفتار رايج بين مردم (وحتي جوانها) خيلي فاخرتر از اون چيزيه كه اينا بهش رو آوردن. البته خوبيش هم اينه كه مثل 20:30 ميتونن در هر دقيقه 20تا سوتي داشته باشن و به خودشون هم اين اجازه رو بدن كه خيلي راحت و بدون عذرخواهي به توليد كردن بقيه سوتي هاشون مشغول بشن.
(به سورنا: دقيقا فيلم همونجا كه گفتي تموم ميشه)
اگه بعد از تايپ هر مطلب يك دفعه بخونيمش نود درصد غلطاي املايي برطرف ميشه !!
با توجه به اين كه براي زيبا تر شدنش بهتر ي بي نقطه بنويسيم و غيره !!!
البته آدم بعضي موقع ها انقدر تند ميتايپه كه ييهو تو طريقه نوشتن
اتفاق
يا
اطفاق
هم شك ميكنه !!!! يه جورايي قاط ميزنه !!
!!
خب کسان بزرگی از اهالی ایران زمین هم بودهاند که خواستن برا نگارش کنونی فارسی (که بر اساس خط سامی است) فکری بکنن و اون رو با الزامات روز سازگاری بیشتری بِدن، … شاملو، و دیگران … زبان چون محمل ارتباطی آدمای همزبانه چه بخوایم چه نخوایم لازمه که با نیاز روز سازگار بشه، و خودبخود هم میشه، باید دید خط و نگارش این زبان هم رفته رفته چه جوری سازگاری پیدا میکنه. ولی واقعیت اینه که کلاف سر در گمِ داشتن چهار تا نویسه برا “ز” و چند شکل برا هر نویسه {آغازی، میانی، میانی جدا، و پایانی} و مسایل دیگه سرانجام لازمه که یه جوری گشوده شه. باید دید، …
عوض کردن حروف فارسی و گذاشتن حروف دیگه یا یگی کردن اونها، یه مشکل دیگه هم داره که خیلی جدیه! اونم اینه که الان ماها به عنوان انسان، به شکل کلمه ها عادت کردیم. ما کمتر کلمه ها رو حرف به حرف می خونیم. این توانایی ذاتی ما ادم هاست… مشکل جاییه که از کسی که الان 60 سال سن داره، بخوایم به کلمه های دیگه ای عادت کنه. این کار باید از دبستان شروع بشه. توانایی ذهن ادما توی سن های پایین واقعا از توانایی ذهن در سن های بالا متفاوته، حالا هر چقدر هم که حذف حرف تکراری، مزایا داشته باشه.
اما موضوع خوبیه برای فکر کردن. خیلی خوب!
سلام…
به نظر شما، محاوره رو مکتوب کردن خوبه یا بده؟ تا حالا دقت کردین که هیچ دو تا آدمی دقیقا مثل هم متن محاوره ای رو نمی نویسن؟ اما به نظر من، نوشتن متن به زبون محاوره ای، بیشتر حس آدم رو منتقل می کنه. حتی Smileها هم کم کم دارن وارد زبان می شن که اینم به نظرم خیلی خوبه….
حالا اگه بخوایم فرض کنیم که ما مجاز به نگارش به سبک محاوره ای باشیم، املای خیلی از لغت ها کلا می ره زیر سوال. از متن معمولی بگیرید تا لغت هایی مثل “زارت و زورت” (اسم صوت) که من نمی دونم واقعا با کدوم “ز” نوشته می شه…
پس در مورد متنی که قراره در موردش به یک توافق برسین (استاندارد)، فرضیات بیشتری رو باید بررسی کنین…