با اجازه بزرگترها

در راستای پست‌های موردعلاقه‌ام، رسیدیم به آنجا که سعیدِ عزیز در پست خودش، قضیه‌ی برنامه‌نویسی و برنامه‌نویسان در ایران رو از زاویه‌ی جدید و جالب‌توجهی مورد بررسی قرار داد: خلاصه‌ی صحبتش هم این بود که تبِ «عناوین»، بعضی اوقات باعث می‌شه که افراد بخوبی روی موقعیت فعلی‌شون (که در این‌جا منظور «برنامه‌نویسی» هست) تمرکز نکنند و سعی دارن که هرچه زودتر به پُست‌هایی که احتمالاً دارای کلاسِ کاری بالاتر و دستمزد بیشتر هستند، برسند. نتیجه این‌که: در نهایت نتیجه اون طرز تفکر این هست که توی ایران نرم‏افزار با کیفیت کم تولیدمی‏شه (عمراً اگه تولید بشه). چون برنامه‏نویس‏ها یه مدت که طول می‏کشه که پخته بشن و کار یاد بگیرن و در همون مقطع‏ی که کارشون به‏دردبخور می‏شه می‏رن سراغ یه کار دیگه… 

هم من و هم شما، تصدیق می‌کنیم که سعید بدرستی وضعیت فعلی رو تصویر کرده، و تا حدود خیلی زیادی نزدیک به واقعیت. اما مرحله‌ی بعدی چیه: بنظرم مرحله‌ی بعدی اینه که از خودمون سؤال کنیم که «چرا»؟

بعنوان یکی از کم‌تجربه‌ترین افراد حاضر در این جمع، اجازه بدید تا از دیدگاهِ خودم به بخشی از این «چرا»ها بپردازم. مطمئناً دوستانِ باتجربه‌ای در میان خوانندگان این وبلاگ وجود دارند که از همین‌جا اون‌ها رو هم دعوت می‌کنم تا نظراتشون رو بشنویم، نظراتی که احتمالاً ما رو خیلی بیشتر به جواب مسأله‌مون نزدیک می‌کنه.

 

بعنوان شروع اجازه بدید پُست‌های ممکن در تولید نرم‌افزار رو به دو رده‌ تقسیم کنیم: «مدیریتی» و «فنی (تکنیکی)». مسلماً این دسته‌بندی خالی از اشکال نیست، چرا که بسیاری از نقش‌هایی که در فرآیندهای مختلف نرم‌افزاری تعریف می‌شن، چیزی مابین این‌دو هستن. اما برای موضوع گفت‌گوی ما (ایران)، همین دوتا هم کفایت می‌کند (چی؟!!!‌ یه دونه‌ش هم بسه؟)

اما این دسته‌بندی به چه دردی می‌خوره؟‌ بعنوان مثال من این‌طور ازش استفاده می‌کنم: نوشته‌ی سعید، از دید «مدیریتی» بود و به اشکالات افراد بخش «فنی» اختصاص داشت. و یا این‌که دو نوشته‌ی قبلی من (برنامه‌نویسی تا کجا 1 و 2) قرار بود از دید یک فرد «فنی» به مشکلات بپردازه. بر طبق این دسته بندی،3 رده‌ی مهم برای بیان نظرات و مشکلات برای من اهمیت بیشتری دارن: الف/نظراتی که از دید افراد «فنی» به مشکلات موجود در بخش «مدیریتی» می‌پردازن. ب/ آن‌هایی که از دید «مدیریتی» هستن به مشکلات حوزه‌ی «فنی» اختصاص دارن. پ/ آن‌هایی که میان هر دو بخش یکسان هستن و بنوعی مشکل هر دو بشمار میان.

این دسته‌بندی‌ها باوجود ناقص بودن، کمک می‌کنن تا واژگانِ مشترکی با هم داشته‌ باشیم و برای بازگو کردن حرف اصلی، مجبور به حاشیه‌های بعضاً طولانی نشیم.

 

فعلن با اجازه‌ی بزرگترا!

———————————

پ.ن: در کامنتهای پست قبلی، پاسپارتوی عزیز فکِ بنده رو پیاده کرد، به این‌صورت:

«cold = زخمی»

من این‌رو رسماً به عنوان یک اعلان جنگ تلقی می‌کنم؛ پاسپارتو جان منتظر یک 5حرفی‌اش باش!

4 نظر

  1. lock = مخزن
    مثل اینکه من و تو وقت زیاد داریم، نه!؟

  2. آفرین smmr! ما منتظر 5 حرفی‌اش هستیم !

  3. ای‌ول!
    D:

  4. [...] پست قبلی، قصد داشتم مطلبی بنویسم و «عدم وجود تعاریف دقیق شغلی» [...]

يك پاسخ برايش بگذاريد