امان از این خبرسازان و خبرنگاران…
دانشجوی قدیم دانشکده کامپیوتر علم و صنعت باشی و فرد باسوادی مثل دکتر شریفی را بشناسی و بعد یک چنین سوتی عظیمی از طرف خودش و شاگرداش ببینی، معلومه که ناراحت میشی.
اگر در جریان نیستید و این پست جادی رو هم ندیدید، بطورخلاصه موقعیت رو براتون تشریح میکنم: دکتر شریفی مدعی شده که نرمافزاری بهنام C-Sharifi طراحی و پیادهسازی کردند که “… يك نرم افزار سيستمي و بنيادي براي انجام محاسبات پيچيده و سنگين كه براي اولين بار در دنيا در سطح هسته سيستم عاملها پيادهسازي شده است” به نقل از ایسنا.
بعلاوه، “وي در پايان با اشاره به وجود تنها دو نمونه خارجي اين نرمافزار كه در انحصار آمريكا و كشوري ديگر است، ايران را سومين كشور دارنده اين فنآوري معرفي كرد…” باز هم به نقل از ایسنا.
نیازی به توضیح نیست؛ حتی اگر هم رشتهتون کامپیوتر نیست، میتونید حدس بزنید که باز هم یک بزرگنمایی (و حتی فراتر از اون) انجام شده و مفاهیم نسبتاً آشنایی مثل Clustering مطرحه. تنها فرقش با نمونههای امیرکبیریاش اینه که دکتر شریفی و دانشجوها، خودشون میانافزار (Middleware) کلاستر رو نوشتن. (در مورد ادعاهای مشابه در دانشگاه امیرکبیر، به وبلاگ جادی سر بزنید). اما شباهت همهی اونا با هم اینه که چیزی که در دنیا در مجامع دانشگاهی عادی (و حتی شاید پیشپا افتاده) بهحساب میاد، در کشور ما از طرف خبرگزاریها بعنوان یک پیشرفت عظیم و خارقالعاده مطرح میشه.
(داخل پرانتز: معمولاً اگه دقت کنید، در اینطور خبرها عنوان میشه که این کاری که ما انجام دادیم، اینقدر خفنه که تابحال فقط آمریکا انجام داده بوده !!!)
چنین بحثی رو تا بحال دوستان زیادی بررسی و موشکافی کردند. دلایلی که هممون ازش خبر داریم: مثلاً بوجود آوردن حس کاذب پیشرفتهای عظیم در کشور. البته گاهی اوقات هم اساتید معظم از چنین فرصتهای تبلیغاتی برای کسب بودجههای تحقیقاتی کلان استفاده میکنن (منظورم فقط در این مورد خاص نیست، نمونههای مشابه اون رو قبلاً زیاد دیدیم).
اما یه علت دیگه تا بحال کمتر موردبحث قرار گرفته: خبرگزاریها و خبرنگارها. ببینید، مثلاً توی این خبر، خبرنگار از قول دکتر شریفی نوشته که فقط “آمریکا و یک کشور دیگر“ تا بحال به این فنآوری دست پیدا کردن! خندهدار نیست؟ “یک کشور دیگر” چه صیغهایه ؟ یعنی این خبرنگارِ عزیز کمرو بوده و نتونسته از دکترشریفی بپرسه که “ببخشید، یادتون نیست اون یکی کشوره کدومه؟!” نخیر آقا! تابلوه که جناب خبرنگار هم دوست داشته که از فواید چنین خبرهایی به نفع خبرگزاریِ متبوعش استفاده کنه. ممکن هم هست کسی دفاع کنه که شاید خبرنگار اطلاعات کافی نداشته. یه دفعه دیگه برید توی سایت ایسنا و به این عبارت دقت کنید: “سرويس: فناوري استراتژيك“. موضوع حل شد؟! بنظرتون خبرنگار یک سرویس ویژه، نباید در همین حد اطلاعات داشته باشه؟ اگه قرار نیست تخصص داشته باشه، پس چرا سرویسهای خبریِ جداگانه برای هر موضوع وجود داره؟ خب همش رو ادغام کنید باهم!!!
راجع به جملهی آخر پاراگراف سوم این خبر هم چیزی نگم که دلم خونه. یا جناب دکتر از مفهوم openSource خبر نداشته، یا فکر میکرده که هیچکدوم از خوانندههای این خبر ازش خبر ندارن، یا اینکه …
بعنوان یک نمونهی دیگه، شخصاً یادمه که وقتی بخاطر مقامهای کسبشده در مسابقات روبوکاپ از دوستان عزیزم مصاحبه بعمل میومد، جناب خبرنگار چه اصراری داشت که بچهها به نوعی اذعان کنن که ایرانیها در اونجا تک بودند و همهی توجهها به ایرانیها بود و از این قسم موارد. فقط توی بحث دنبال یه همچین چیزایی بود، به بقیهاش اصلن اهمیتی نمیداد.
امیدوارم دوستانِ خبرنگار از من نرنجند، ولی اگه واقعاً اعتقاد داریم که نیازِ ما به پیشرفتهای علمی یه نیاز حیاتیه، هممون باید سعی کنیم اینجور روحیهها رو از خودمون دور کنیم. دیگه دوران این جملهها گذشته که “ما ایرانیها جزو باهوشترین مردمان دنیا هستیم”. هر وقت تونستیم این جملهی لعنتی و امثال اون رو از ذهن خودمون و بقیه پاک کنیم، یک قدم به پیشرفت واقعی نزدیک شدیم، یک قدم خیلی خیلی بزرگ …
————
پسنوشت: با بعضی از دوستان راجع به این پست صحبت کردم. بعضیها نظرشون این بود که حتی در چنین شرایطی هم ما باید حرمت استادان رو نگه داریم و در نوشتن چنین انتقاداتی (مثل پست من) خیلی دقت کنیم. اتفاقاً نکتهاش همینجاست! اگه یه فرد عادی چنین حرفی بزنه (مثل چیزی که هر روز داره از طریق واحد خبریِ صداوسیما اتفاق میافته)، من اینقدر ناراحت نمیشم و بهم برنمیخوره. اما وقتی فردی که خودش بخوبی از جایگاه واقعیِِ علمی ایران در دنیا خبر داره یه همچین حرفی میزنه و چنین ادعایی میکنه، دیگه نمیشه چیزی نگفت. همین!
Filed under: یادداشتهای روزانه | Tagged: C-Sharifi, Cluster, کلاستر, ایسنا, خبرگزاری



از طرف دكتر شريفي: مهرداد، تو هم!؟
حتما مدرکت را گرفتی که این جوری نوشتی :ی
من که نفهمیدم چی به چیه ولی خوب DCIP یا DICP بود را اگر جستجو کنی یک چیزهایی پیدا میکنی برای شریفی و اینتل
شارپدیا:
آره شاهین جان، مدرکم رو گرفتم!
در مورد تخصص و سواد ایشون هیچ شکی نیست. به پسنوشت مراجعه کن
شام ما چی شد پس
قرار بود یک شیرینی چیزی بدهی
مبارک باشه، این را که نوشتم قصد دفاع نداشتم، من اصلا حوزه تخصصیام این نیست ولی یادمه که یک بار ایمیلی فرستاده بود برای ما که یک مقاله از اینتل بود که یک چیزکی به نام ایشان ثبت شده ولی فکر نکنم با این امکانات اندک ایران بشود کاریش کرد و اگر میشد اینتل تا حالا کرده بود، حالا چه بدی داره تو که تا حالا سی شارپ کار کردی حالا یک ذره هم سی شریفی کار کن، ام اس دی ان هم نمیخواهد کلی هم جا برای کار داره :ی
سلام. در اینکه به نوشتن این متن دست زدید و این کار خوب بود شک نکنید. پرسیدن هیچ سوالی اشکال ندارد! خیلی افراد دیگر هم بودند که در مورد csharifi در سایت های مختلف از دکتر شریفی سوال پرسیدند.
تلاش دکتر شریفی برای فعالیت در زمینه کلاستر ها از قدیم در جریان بوده و هست. اما اتفاق دردناکی که این میان افتاد، اولا پاک کردن نام دکتر کامران از Csharifi و دوما مقایسه نکردن آن با محصولات مشابه بوده است.. به هر حال اینجانب فکر نمی کنم که صنعت گران ایرانی، به این مسئله بی تفاوت باشند!