وبِ معنایی : یک مثال

هیچ کسی نمیتونه ادعا کنه که وب معنایی دقیقاً چگونه خواهد بود، اما همگی راجع به اینکه بدنبال چه چیزی هستند توافق دارند: دنیای وبی که توسط کامپیوتر قابل درک و تحلیل باشه و … (اگر نمی‌دونید  وب‌معنایی چیه، لینک‌های انتهای این پست رو بخونید.)

«چطور کامپیوتر می‌تونه محتوای یک سایت رو بصورت معنایی آنالیز کنه و حقایقی رو ازش کشف کنه؟» یا به بیان دیگه، پیاده‌سازی وب‌معنایی چگونه خواهد بود؟! یکی از جذاب‌ترین بخش‌های وب‌معنایی برای من، روش‌ اون برای افزودن «معنا» به وب‌ه؛ چرا که درواقع هسته‌ی اصلی رو شامل می‌شه.

بیایید بصورت خلاصه و بدور از دغدغه‌های تکنیکی، نیم‌نگاهی به جواب این سوال بیندازیم:

 

آنتولوژی، روشی برای توصیف موجودیت‌های یک حوزه:

فرض کنید که می‌خواهید در مورد موضوعی با کسی صحبت کنید. برای اینکه طرف مقابلتون حرفتون رو بدون ابهام متوجه بشه، احتیاجه که حوزه‌ی بحث کاملاً‌ مشخص باشه. واژه‌های مختلف در حوزه‌های گوناگون معانی متفاوتی دارند و حتی گاهی ممکنه باوجود مشخص بودن حوزه‌ی بحث، یک واژه‌ی خاص در ذهن افرادِ مختلف دارای تفاوت‌های جزیی باشه.

واضحه که تنها راه رهایی از چنین وضعیتی، یک فرهنگ واژگان مشترک بین افراده. آنتولوژی (ontology یا هستان‌شناسی) در وب‌معنایی دقیقاً چنین کاربردی داره. در هر آنتولوژی، تمام موجودیت‌های یک حوزه بصورت کامل و با ذکر تمام ویژگی‌ها، فهرست شده‌اند. مثلاً در مورد حوزه‌ی وبلاگ، چنین موجودیت‌هایی رو میتونیم شناسایی کنیم:

1- وبلاگ (نام +‌ آدرس)

2- نویسنده‌ (نام نویسنده + آدرس ایمیل)

3- پست (عنوان +‌ متن)

4- کامنت (مشخصات کامنت‌گذار + متن کامنت)

5- …

این فهرست رو می‌تونیم تا هرجایی که دلمون بخواد مفصل‌تر و دقیق‌تر کنیم، مثلاً ممکنه برای بعضی‌ها، سرویس‌دهنده‌ی یک وبلاگ (بلاگر، وردپرس، بلاگفا و …) جزو ویژگی‌های اصلی وبلاگ باشه و بنابراین باید جزو مورد 1 ذکر بشه.

بعد از اینکه موجودیت‌های حوزه رو شناسایی کردیم، باید ارتباطات بین اون‌ها رو هم بیان کنیم: مثلاً هر وبلاگ یک یا چند نویسنده داره، هر وبلاگ صفر یا بیشتر پست داره و … . در ضمن برای هر ارتباط هم یک اسم میذاریم و یک گراف تشکیل می‌دهیم بشکل زیر:

knowledge_graph

 

مرحله بعدی اینه که تمام اطلاعات فوق رو با یک فرمت خاص درون مستندات اینترنتی قرار بدیم و اطلاعات موجود در اون مستند رو به آنتولوژی اتصال بدیم.

OWL یا Web Ontology Language زبانیه که برای ارائه‌ی یک آنتولوژی استفاده می‌شه. OWL امکانات لازم برای توصیف یک حوزه‌ی دانش رو در اختیار قرار میده. فرمت ذخیره‌سازیِ OWL هم RDFه که شاید قبلاً کاربردش رو در فیدهای بعضی از وبلاگ‌ها دیده باشید.

 

چه نکته‌ی جالبی در مورد آنتولوژی‌های OWL‌ وجود داره؟

وظیفه‌ی وب‌معنایی دقیقاً از همینجا شروع میشه. نسخه‌ای از OWL وجود داره که به‌اصطلاح تصمیم‌پذیره (decidable) و درنتیجه می‌شه تمامی حقایقِ قابل استخراج از یک آنتولوژی رو توسط موتورهای استنتاج بیرون کشید و کشف کرد! مثلاً در گرافی که در بالا دیدیم، با وجودیکه من رابطه‌ی مستقیمی بین کامنت و وبلاگ برقرار نکردم، اما بسادگی هر موتور استنتاجی می‌تونه کشف کنه که هر کامنت متعلق به یک وبلاگه. نکته‌ی جالبتر اینکه همین موتور استنتاج می‌تونه در مراحل توسعه‌ی آنتولوژی بهتون کمک کنه که تناقضاتی که در ارتباطات میان موجودیت‌ها وجود داره رو پیدا کنید و آنتولوژیِ صحیح‌تری رو توسعه بدید.

در واقع اگر آنتولوژی‌ِ اولیه‌ی شما بدرستی موجودیت‌های پایه‌ای حوزه رو شامل باشه، استخراج دانشِ جدید از درونِ اون کار ساده‌ای خواهد بود. آنتولوژی و مکانیزم‌های استنتاج، زیربنای اصلی امکانات وب‌معنایی رو تشکیل می‌دهند.

 

به این زودی‌ها منتظر وب معنایی نباشید!

اجرایی شدن وب‌معنایی به زیرساخت‌هایی احتیاج داره که بعضی‌هاشون هنوز در مرحله‌ی تحقیق بسرمی‌برند و راه‌حلی که موردقبول اکثریت باشه براش وجود نداره. مثلاً وظیفه‌ی ساختن یک آنتولوژیِ واحد که شامل اکثر موجودیت‌های موردنیاز برای وب‌سایت‌ها باشه، بعهده‌ی چه سازمانیه؟ این مساله و بسیاری مسایل تکنیکی دیگه، باعث می‌شه تا به همین وب 2.0 بسنده کنیم و سعی کنیم از همین امکانات فعلیِ وب حداکثر استفاده رو ببریم :-)

 

———

لینک‌هایی برای مطالعه‌ی بیشتر:

1- وب‌معنایی (فارسی، انگلیسی) [ویکیپدیا]

2- من برای وب رویایی دارم: وب معنایی (+) [آپدیت‌بلاگ]

3- وب 3‏ ، تغییر دوباره اینترنت (+) [یک‌پزشک]

4- وب‌معنایی (+)

5- Protege: ابزار توسعه‌ی آنتولوژی (+)

3 پاسخ

  1. مطلب جالبی بود. :) وب معنایی در وب انقلابی به وجود خواهد آورد. به خصوص قابلیت جستجوی معنایی که من از الان دارم روزشماری می‌کنم برای نسخه الفا که گوگل یا مایکروسافت بدن بیرون :) ولی شاید مجبور شم چند سالی صبر کنم!


    شارپدیا:
    از لطفت ممنون بامدادی جان.
    شاید برای رسیدن به اون توصیفاتی که از وبِ معنایی شنیدیم، باید یه ده‌سالی صبر کنیم
    شاید هم کمتر
    ;-)

  2. [...] یک مثال از وب معنایی توضیح و مثال شارپدیا از وب معنایی (tags: وب وب+معنایی وب2 اینترنت آموزشی آینده جامعه+اطلاعاتی) [...]

  3. اونایی که می خوان چند سال صبر کنند تا وب معنایی بیرون بیاد و ازش استفاده کنند ، خسته نباشند چقدر زحمت می کشند! اگه هر کدوم ما به جای صبر کردن و منتظر بودن یه قدم خیلی کوچیک برمی داشت، اونوقت ما هم در ایجاد وب معنایی شریک می شیم.پس یا علی مدد

پاسخ دهید