این نوشته را بدون هیچ تعصبی در رد یا قبول متنباز بخوانید.
سناریوی اول: سان میکروسیستمز (Sun) یکی از غولهای دنیای نرمافزاره (غولی حتی به بزرگی مایکروسافت). بعلاوه سان از حامیان اصلی متنباز بشمار میاد و مهمترین پلتفرمِ نرمافزاریِ خودش (جاوا) رو تحت لیسانسهای متنباز منتشر میکنه. سان توی دانلودِ بستههای نرمافزاریاش خیلی سفت و سخت عمل میکنه و همانند IBM پیش از دانلود چک میکنه که آیا شما جزو کشورهایی مثل ایران هستید یا خیر و ممکنه اجازهی دانلود به شما نده.
حالا این رو داشته باشید تا بهتون از MySQL بگم که یه پایگاه دادهی متنبازه و مقبولیت زیادی بین لینوکسیها (و حتی ویندوزیهای متنبازپسند) داره. شرکت MySQL تونست طی چند سال خودش رو به پای غولهایی مثل Oracle برسونه (و صدالبته با حمایت کاربرانِ متنباز) و همین چند ماه پیش، پیشنهاد خرید از طرف Sun رو قبول کرد. نتیجه: مثل بقیهی محصولاتِ سان، امکان دانلودِ MySQL از شما گرفته شده.
سناریوی دوم: گوگل که معرف حضور همگی هست. گوگل با سرویسهای متنوع خودش، نوع جدیدی از خدمات رو به کاربران اینترنت معرفی کرده و مهمترین وجه تمایزش با بقیه سرویسدهندههای اینترنتی اینه که سعی میکنه خودش رو متمایز نشون میده. گوگل از ما میخواد که شعارِ معروفش (شرور نباش: Don’t be evil) رو باور داشته باشیم و بهش کاملاً اعتماد کنیم. از سوی دیگه، گوگل با دیدن تجربههای موفقی مثل فایرفاکس، اعتقاد راسخ پیدا کرده که در رقابت فعلی، متنباز نهایتاً پیروز میشه و بنابراین سعی میکنه همونطور که فایرفاکس اعتماد جامعهی متنباز رو کسب کرد و گروه بزرگی از برنامهنویسانِ داوطلب رو دور هم جمع کرد، خودش رو حامی متنباز نشون بده. گوگل در راستای اینکه ثابت کنه چقدر به آزادیِ نرمافزار و اطلاعات معتقده، در توافقاتِ خودش با دولت چین (+)، نتایج جستجوهای چین رو بصورت متفاوتی از بقیهی کاربران دنیا نمایش میده و بهاینترتیب نشون داد که برای اول ماندن، حتی به سانسور دولتی هم اعتقاد داره.
سناریوی سوم: ویکیپدیا، مروج سبک جدیدی از تولید اطلاعات بصورت جمعیه. یکی از وبلاگنویسها اشاره خوبی کرده بود که ویکیپدیا بنوعی مفهوم متنباز رو وارد حوزهی دایرهالمعارف کرد و حتی در حوزههای دیگه هم اون رو جا انداخت (پیشوند ویکی بیشتر از اینکه اشاره به پلتفرم نرمافزاریِ یه سایت داشته باشه، دربرگیرندهی نوع نگاه حامیانِ اون سایت به تولیدِ اطلاعاته). بنیانگذار ویکیپدیا چندوقت پیش توی یه مصاحبه (+) اعلام کرد که حاضره سایتش توی چین بصورت کامل مسدود باشه، اما اطلاعاتِ سایتش رو به دلخواه دولتِ چین تغییر نده و زیربارِ سانسورِ دولتی نره.
سناریوی چهارم: گوگل بخش Code Search رو که برای جستوجو در میان کدهای متنباز بکار میره، دوباره به روی کشورهایی مثل ایران بست.
…
همهی مثالهای بالا، باعث میشن تا من به متنباز فقط به شکل یه مدلِ تجاریِ موفق نگاه کنم و نه بیشتر. باور کنید متنباز واقعاً شاهکاره! میتونید براحتی و با کمک افراد داوطلب، نرمافزاری داشته باشید که به خوبیِ نرمافزارهای متنبسته (؟!) و حتی بهتر از اونها عمل کنه. سرعت بروزرسانیهای نرمافزارتون بشدت بالا میره، کیفیتِ خدماتتون بهبود پیدا میکنه و … . میشه هزاران صفحه مطلب درباب مزایای متنباز نوشت و بازهم هیچکدوم از این دلایل باعث نمیشن که من به متنباز بهعنوان چیزی غیر از یه مدلِ تکنیکی-تجاریِ موفق در حوزهی نرمافزار نگاه کنم.
من تواناییهای متنباز رو درک میکنم اما بعنوان یه قبلهی آمال بهش نگاه نمیکنم و براش تقدس قائل نیستم. تاریخ نشون داده که مطمئناً انسانهایی پیدا میشن که از چنین مضامینی به بهترین شکلِ ممکن برای رسیدن به قدرت (و البته ثروت) استفاده کنن و حتی با سوءاستفاده از مفاهیمِ کاملاً انسانی، جنایتهای فجیعی مرتکب بشن. در دنیای فعلی، جنایت دیگه کشتن آدمها نیست، مسدود کردنِ دسترسیِ انسانها به اطلاعات، اصلیترین جنایتِ مدرن ازنظر من محسوب میشه.
بهمین دلیل گوگل، مایکروسافت، سان، IBM و همهی این غولها برای من جایگاه یکسانی دارند، به هیچکدوم بیشتر از بقیه اعتماد ندارم و درعین حال سعی میکنم خدماتِ نرمافزاریِ همشون رو بشناسم و ازشون به بهترین شکل ممکن در جایگاهِ شغلیام استفاده کنم. درضمن اپنسورسی هم که قرار باشه قوانین ایالات متحده یا هر جای دیگهای روش اعمال بشه رو بههیچعنوان قبول ندارم.
درعینحال من برای نرمافزارِ آزاد احترام قائلم و حتی شاید بشه گفت بعنوان قبلهی آمال بهش نگاه میکنم.
متنباز همون نرمافزار آزاد نیست، متنباز فقط یک مکانیزم موفق برای توسعهی نرمافزاره، و البته برای شرکتهای فعلی، اهرم قدرتمندی برای کنار زدن رقبای سنتی. درحالیکه «آزادیِ نرمافزار» به آزادیِ انسانها فکر میکنه و نه پول و قدرت.
در اینکه روزی حتی مایکروسافت هم به متنباز روی بیاره (که مقدماتش با انتشار کدهای داتنت آغاز شده) هیچ شکی نیست. اما چه کسی میدونه که نرمافزار آزاد (دقیقاً به همون معنایی که افرادی همچون استالمن بهش معتقدند) آیا واقعاً وجود خواهد داشت؟ اصلاً یه سوال اساسی: نرمافزار آزاد در چه دنیایی امکان بروز پیدا میکنه؟
یقیناً روزی میرسه که همهی شرکتهای نرمافزاری دنیا محصولاتِ خودشون رو با لیسانس متنباز ارائه کنند، اون زمان شاید فهمیدن اینکه چه کسی واقعاً به آزادیِ نرمافزار عقیده داره و چه کسی نداره، راحتتر از حالا باشه. فعلاً مجبوریم صبر کنیم و منتظر باشیم.
———–
اگر درجایی از نوشته احساس کردید که اشتباه میکنم، حتماً با من درمیان بذارید.
Filed under: یادداشتهای روزانه | Tagged: متنباز, آزادیِ نرمافزار



من اطلاعات کافی در مورد اوپن سورس ندارم، اما یه سؤالی برام پیش آمد،
به نظرم قوانین ایالات متحده نمیگه یه نرمافزار اوپن سورس مثل جاوا رو نمیشه تو ایران استفاده کرد، میگه این رو نمیشه مستقیما به ایران فرستاد مثلا، منظورم به طور دقیقتر اینه که محدودیت مثلا رو انتقال نرمافزاره نه روی خود نرمافزار و همچین محدودیتی تو دنیای امروز چندان معنی دار نیست، کما این که ما میتونیم به راحتی هرچی رو میخوایم با یه انونیمایزر تهیه کنیم یا یه کسی میتونه سورس این نرمافزارها رو روی یه کامپیوتر مثلا تو آلمان بذاره و کسی نمیتونه ازش شکایت کنه.
یه سؤال دیگه هم که دارم اینه که لایسنسهای اوپن سورس از چه نظر و تا چه حد با ایدهآلهای کسی مثل استالمن متفاوت هستن؟
البته واقعا همونطور که گفتی از چیزهای اوپن سورس هم میشه سوء استفاده کرد، نمونش بحثهای زیادیه که در مورد سوءاستفاده از ویکیپدیا وجود داره
کاملا موافقم! به نظر خیلی ها صحبت از متن باز بدون در نظر گرفتن آزادی انحراف بزرگی بود که متاسفانه انجام شد.
به هر حال هیچ چیزی بدون در نظر گرفتن آزادی، کامل نیست چه در دنیای واقعی و چه مجازی!!!
استالمن میگه« من به لینوس توروالدز احترام قائلم و اون میتونه هر حرفی که دلش میخواد بزنه ولی به نظر من حرفهاش در مورد متن باز احمقانه است و این یک حقیقتی هست که نمیتونم پنهانش کنم»
البته چند ماه قبل گمانم شهریور ماه بود که گفت هر کسی که دنبال آزادی نرم افزار هست از لینوس توروالدز پیروی نکنه!!!
به هر حال این جور مسائل شوخی بردار نیست و نمیشه کسی رو مقدس کرد که فلانی مثلا کرنل رو نوشته و باید هر چی بگه قبول کنیم!
کاش ما هم مثل استالمن اینقدر صریح بودیم
سناريوي سومت خيلي جالب بود، تا به حال بهش فكر نكرده بودم.
[...] از زبان یک وبلاگ نویس شیرازیلوگوی فایرفاکس در فضاکمی در باب متنباز و نرمافزارِ آزادمتن برنامه ویندوز ویستا لو رفت (لینک به متن برنامه به [...]
راستش با اینکه من اصلا هیچ وقت تا به حاب به وبلاگت نیومده بودم اما این بار نمی توانم به خاطر این متن ازت تشکر نکنم. هر چند یک ذره بعید است که من از کسی همچین چیزی بخواهم اما حتما یادم بندازید که لینکتون کنم. امروز یک خورده اذیت می کند.
موافقم و متن واقعا معرکهای بود. فقط یه توضیح مختصر اگه راجع به نرمافزار ازاد میدادی کاملتر میشد.
من فکر میکنم یه قسمت نسبتاً کوچکی از تولید نرمافزار درگیر نوآوری و لبههای تکنولوژی و اهداف خاص همیشه خواهد موند ولی قسمت اعظمش یه چیزی شبیه نرمافزار آزاد خواهدشد. ولی نه به طور کامل. یه مدلی شبیه استفاده از اتوبان که مستقیم یا غیرمستقیم یک عوارضی میدی و استفاده میکنی و اطلاعات درست کردنش رو هم در اختیارت میذارن ولی صرف نمیکنه برات که خودت درستش کنی یا حتی تصحیحش کنی.
هم عالی بود هم جالب.
خوشحال شدم که تونستم این مطلب رو بخونم.
امیدوارم ما هم بیشتر به این مسئله توجه کنیم.
این نوشته در مورد بسیاری از شرکت ها و نرم افزارهایی که به عنوان حامیان اصلی Open Source در دنیا خودشون رو معرفی می کنن کاملاً درسته. همون طور که در متن اشاره کردی شرکت هایی مثل IBM و SUN در استفاده از مدل تجاری اوپن سورس کاملاًٌ موفق بودن و مرورگر فایرفاکس هم سود کلانی از همین راه نصیب شرکت موزیلا کرده. اما باید به این نکته هم توجه کرد که بسیاری از نرم افزارهای اوپن سورس نه چندان معروف که شاید کمتر کسی اسم او نها رو شنیده باشه و حتی کاربران کمی دارن فقط و فقط برای فلسفه اصلی “نرم افزار آزاد” که با آزادی انسان هم معنی است، کار می کنند و هیچ چشم داشتی به ثروت و قدرت و معروفیت ندارند و همین تعداد کم باعث شده تا نرم افزارهای آزاد در بین بسیاری از طرفداران آن، مقدس باشه.
سلام
موضوع خوبی هست. اما الان وقت ندارم که در موردش بحث کنیم ولی حتما برمیگردم. فقط چند تا نکتهی کوچیک:
-چرا تلفظ “Microsoft” با “Microsystems” از نظر تو فرق داره؟
-”quote amin”: مگه قرار بوده لینوس رهبر جنبش متن باز یا آزادی نرمافزار باشه که اصلا حرفی ازش به میون بیاد؟ لینوس کوچیکتر از این حرفاست و بدون حمایت جنبشی که استالمن راه انداخت اصلا تو بازی نبود…
-چرا Opera تمامی راههای درج ZWNJ, ZWJ رو به میانبرهای خودش اختصاص داده؟
* این نظر به زمان درج خود تعلق ندارد، در ذهن خود یک سفر چند روزه به زمان مناسب انجام دهید (از مزایای وردپرس…)
ممنون. البته به نظرم اگر کمی تاکید بیشتری می شد روی تفاوت نرم افزار آزاد و مدل بازمتن، برای کسانی که بین این دو مفهوم تفاوت زیادی قایل نیستن، راهگشاتر می شد (:
@پاسپارتو
بحث سر دانلود کردن یا نکردن اون نرمافزار نیست، بحث بر سر نگاهِ کاملاً تجاری به قضیهی متنبازه و اینکه شاید حتی بعضیها از وجود ایدهآلی به اسم «نرمافزار آزاد» دارن در جهت اهداف خودشون استفاده میکنن.
راستش بحث لایسنسهای متنباز یه بحث حقوقیه و من هم بهش احاطه ندارم. اما اگه بشه، یه مطلب درموردش مینویسم (البته تا جاییکه سوادم اجازه بده).
@امین
اون حرفِ استالمن رو نشنیده بودم، ولی خیلی بهم چسبید!!!
@فتحی
ممنون فتحیجان. همین کامنتت هم برای من کلی ارزش داره.
@سعید
باور کن کلی فکر کردم تا منظورت رو فهمیدم! آره، اون مثالِ اتوبان خیلی مثالِ خوبیه واسه این قضیه.
@javad33 و persianeyes
ممنونم.
@فراسان
دقیقاً درست میگی، به نظر من طرفدارهای واقعی نرمافزار آزاد رو باید توی سایتهایی مثل
sourceforge
پیدا کرد. نکته خوبی رو اشاره کردی.
@امید
چی بگم والا؟!
@جادی
راستش فکر کردم دیگه این قضیه که نرمافزارِ آزاد چیه و فرقش با متنباز در چیه، حداقل برای خیلی از افراد حل شده باشه. سعی میکنم چندتا لینک به همین مطلب اضافه کنم تا مشکل اون دوستان هم حل بشه.
خيلي مطلب جالبي بود.
زماني كه كمونيست بر روي كار آمد يكي از مباحث نظام سرمايه داري اين بود كه در دوره هاي مختلف، سرمايه داري از ديگر نظام ها موفق تر بوده است. زيرا قابليت تطبيق با تمامي محيط ها و شرايط را تا كنون داشته است و بسياري از اقتصاد دانان بر اين باور بودند كه نظام سرمايه داري با تغيير شكلي خواهد توانست بر كمونيست فائق شود (براي مثال قوي تر كردن سنديكا هاي كارگري در ظاهر و …)
من حس مي كنم نرم افزار هاي متن باز هم ته مانده هاي ايده هاي كمونيستي در دنياي رقابتي و سرمايه داري نرم افزاري است كه خواهيم ديد در صورت پيروزي اين سيستم ها، نظام فعلي تغيير شكل مي دهد و باز هم همان سرمايه داري سابق با شكلي ديگر.
[...] نوشته شده در آوریل 22, 2008 توسط شارپدیا در ادامهی این پست [کمی دربابِ متنباز و نرمافزار آزاد]، بحث مفیدی با [...]
@علی
علی جان کمک به همسایه رو مارکس به جهانیان معرفی نکرد
من این متن دارم خیلی دیر می خونم ولی به نظر من استالمن غیر از فلسفه بافی هیچ کار مهمی نمی کنه! اگه آدمهای علمگرایی مثل ترودالز نبودن لینوکس و سایر پروژه های متن باز این جا نبودن. وقتی می گم که استالمن هیچ کاری نمی کنه منظورم این نیست که هیچ نقشی نداشته منظورم اینه که اون مبدع این روش بوده ولی کسی نیست که بتونه به آینده این جنبش کمک کنه.
با نظر «پاسپارتو» موافقم