یکی از تفاوتهای جالبِ نرمافزار با شغلی مثل معمار ساختمان اینه که معمار فقط میتونه نقشههای ساختمان رو بزنه زیر بغلش و اونها رو با خودش ببره، اما برنامهنویس نه تنها نقشهها رو، بلکه خود ساختمان رو هم براحتی میتونه بزنه زیر بغلش (بخونید بریزه توی فلشمموری) و تشریف ببره خونش!
قضیه زمانی جالبتر میشه که بشه اون ساختمان رو به تعداد کافی تکثیر کرد و فرستاد توی بازار. بگذریم که این وسط مشتریهای دارای دستگاه تکثیر هم برای خودشون دردسر جداگانهای هستند.
ناگفته پیداست که این مساله یکی از دغدغههای شرکتهای نرمافزاری توی ایران بوده و هست. درکنار دغدغههایی مثل کپیرایت، نرمافزار توی ایران فقط این تقابلِ بین خودیها رو کم داشته؛ تقابلی که هر بار وقوعش میتونه صدمات جبرانناپذیری به بدنهی نرمافزارِ ایران بزنه.
رویه اینطور بوده و هست که شرکتها عموماً زمانِ بستن قرارداد، افراد رو ملزم به امضای یه تعهدنامه میکنن؛ و گاهی ممکنه که از اون فرد سفته هم بعنوان ضمانت اجرای تعهدنامه بگیرن (که البته این کمتر پیش میاد). اگر بحث سفته رو کنار بذاریم، موضوع تاحدود زیادی خندهدار میشه و اون تعهدنامه هم در حد یک کاغذِ بیمصرف تنزل پیدا میکنه.
اما چاره چیست؟ در نبود یک چارچوب قانونیِ محکم و منسجم، چه راهکاری جز اطمینان کردن وجود داره؟ بنظرتون آیا در اینطور موارد هنوز هم میشه به طناب پوسیدهی اخلاقیات چنگ زد؟ اگر نه، پس چه باید کرد؟
Filed under: برنامهنویسی, یادداشتهای روزانه



اوضاع بازار نرم افزار در ايران نشون ميده كه خيلي به اين رشته پوسيده نميشه متاسفانه اعتماد كرد، هرچند تنها راه حل قطعي اين مشكل همون بحث اخلاقه.
يادمه جايي كار ميكردم كه از ترس اينكه كد ها رو با خودمون ببريم، پورت هاي يو اس بي و فلاپي درايو رو از كار انداخته بودند و سي دي رايتر هم نداشتيم. ولي به راحتي ميتونستيم از طريق اينترنت كد ها رو انتقال بديم و واقعا ديگه نميتونستن اينترنت رو قطع كنند!
سفته هم راه خوبيه ولي موضوع اينه كه خيلي از اين بده بستون ها به صورت خيلي پنهان انجام ميشه و خيلي از موارد روح صاحب اصلي نرم افزار از اين خريد و فروش ها بي اطلاعه.
کلا این باسه خود من هم سوال هست و به نظر میرسه غیر از چماق و اخلاق راه دیگهای هم نداره. چیز دیگه این هست که خیلیها در بلاگها و سایتهای مختلف (مثل کد پروجکت) تجربیات کاری خودشون رو به همراه سورس آزادانه در اختیار دیگران قرار میدند. مسلما این همه کار هدفدار در اوقات فراغت و بدون صورت مسئلهی ملموس انجام نشده و متعلق به کاری بوده که بابتش پول گرفته. باسه خود من مهمه که بدونم این مرزبندیها کجاست و من تا چه حد میتونم تجربیات کاری خودم رو (حتی با سورس) در اختیار دیگران قرار بدم.
—–
در ضمن مثالی که باسه دزدیدن معماری زدی در مورد چالاسکندرون صدق نمیکنه. اونو میشه انداخت تو گونی و برد.
شرمنده ها ! ولی دیدگاه شما خیلی غیر حرفه ای هست.
ببین دوست من بحث این نیست که اخلاقیات پوسیده هست.
به برنامه نویس رو تو ایران میان استخدام می کنن ، بیمه که
نمی شه ، 6 روز هفته روزی 8 ساعت ازش کار می کشن و در
نهایت می خوان بهش 300 هزار تومن هم بدن (حالا بیشتر هم)
انتظار داری طناب اخلاقیات سالم بمونه ؟
اگه با برنامه نویس درست رفتار بشه و مدیر محترم یه خورده
مدیریت بلد باشه و نه همینطور الله بختکی شده باشه مدیر
می فهمه که برنامه نویس یه کارمند اطلاعات هست و نباید
مثل یک کارمند عادی باهاش برخورد کرد.حس اعتماد ، امکانات
مناسب و هزار تا چیز دیگه . این بحث سفته و اینجور چیزها رو
لطفآ برید برای حاجی بازاری ها مطرح کنید نه یک نفر یک داره
کار علمی می کنه ؟! از دست این متن شما بشدت عصبی
شدم ….
دوست عزيز سلام!
1- همه ي صفحات وبلاگ شما را براي يافتن مشخصات تان جستجو کردم، مشخصاتي که در وبلاگتان و فرندفيد موجود بود، استخراج کردم. اما بسياري از مشخصاتي که براي شمارشگرِ وبلاگستان ضروري است نيافتم.
2- وب 3 براي تکميل و توسعه ي «شمارشگرهاي وبلاگستان» نياز به مشخصات شما دارد، لطفا به اين صفحه برويد و مشخصات خود را ارسال کنيد. تا جايي که امکان دارد مشخصات اينترنتي (الف) را بصورت کامل ثبت و ارسال کنيد. بويژه جيميل، ياهو و شماره ي سايت هو * در اين مرحله بسيار مهم هستند. اگر سايتمتر * را هم قرار دهيد که بسيار لطف ميکنيد.
3- چنانچه مايل نيسيتيد نمايشگرِ سايت هو يا سايتمتر را در وبلاگتان قرار دهيد ميتوانيد کدهاي مربوط به نمايشِ آيکن را حذف کرده و بقيه ي کدها را در وبلاگتان قرار دهيد يا از آيکنِ کوچکِ آنها استفاده کنيد يا سايز آنرا آنقدر کوچک کنيد که قابل رويت نباشد. اين گونه آمارها را خواهيم داشت، اما نمايشگرِ سايتِ هو در وبلاگتان به نمايش در نخواهد آمد.
4- لطفا web3beta@gmail.com و yourimstatus@gmail.com را در جي تالک خود ادد (اضافه) کنيد. (بسيار مهم)
5- اگر وب 3 (web3beta) را در فرندفيد و تويتر دنبال نميکنيد ترجيحا دنبال کنيد تا دسترسي به اطلاعات شما و همچنين ارتباط با شما راحت تر امکان پذير باشد، همچنين وب 3، خواهرِ وب 3 و شمارشگرهاي وبلاگستان را از طريق خوراک يا هر طريق ديگري که ميدانيد، دست کم تا دو ماه آينده دنبال کنيد.
6- ارسال مشخصات تنها چند دقيقه از وقت شما را ميگيرد. بي صبرانه منتظر دريافت مشخصات شما هستم. تشکر از لطف و همکاري شما
@مامبو جامبو
دوست عزیز، واقعاً متاسفم که متن من شما رو اینقدر عصبانی کرده. اما دلیل عصبانیت بیش از حد شما رو هم متوجه نمیشم.
حتی اگر تمامی دلایل شما هم درست باشه، باز هم نمیشه به استناد اونها، این عمل برخی افراد رو مجاز دونست.
قرار بود این نوشته یک بخش دیگر هم داشته باشه که از دید برنامهنویس به این قضیه نگاه میکرد؛ که امیدوارم اون نوشته رو هم توی وبلاگ قرار بدم.
اگر روی این موضوع حرفِ ناگفتهای دارید، خوشحال میشم اون رو بشنوم؛ چه توی وبلاگ خودتون و چه اینجا توی کامنتها.
جناب آقا / سرکار خانم @مامبو جامبو
1- بيمه و حقوق و مزاياي مکفي نه تنها حق برنامه نويس ، بلکه حق هر کارگر و دانشگر است. اگر يک کافرما چنين حقوقي را پرداخت نکرد، قطعا ظلم کرده است. همچنين پرداخت بيمه از طرف کارفرما اجباري بوده و قطعا عدم پرداخت آن غيرقانوني است و راه اداره کار براي کارمند باز است.
2- من فکر مي کنم که هيچ کارفرمايي ، هيچ کارمند و يا برنامه نويسي را به زور و تهديد به استخدام در نمي آورد، بنابراين در ابتدا يک “توافق ” دو طرفه مبني بر رضايت طرفين صورت مي گيرد، اگر حقوق کم است و يا بيمه وجود ندارد، احتمالا در ابتدا توافق بر اين قرار گرفته و اگر کارفرما از قرارداد تخطي کرده، راهکار قانونی شکايت به اداره کار وجود دارد. پس بنابراين دزدي و خيانت نمي تواند دليل قانع کننده اي باشد و اگر شما روز اول بر همين حقوق کم توافق کرده ايد که ديگر متن دزدي ،خيانت در امانت محسوب مي شود و مستوجب کيفر.
3- حال اگر کارشناس(نما) هم بيمه بود و همه حقوق مکفي ( و بر اساس قرارداد ) مي گرفت، آنوقت دزدي هم کرد(آن هم براي ماهي 100 هزار تومان) و متن برنامه را در اختيار ديگران قرارداد و به جاي شرکت، رفت قرارداد پشتيباني امضا کرد، شما اسم اين را چه مي گذاريد ؟ من به اين کار مي گويم خودفروشي!
نشاني وب سايت در کامنت قبل ايراد دارد که بدينوسيله اصلاح مي شود.
همه دوستان عزیز من،
من راه حل Open Source را پیشنهاد میدهم. از نظر من بیشتر سورسهایی که در شرکتهای ایرانی وجود دارد از نظر فنی چندان با ارزش نیستند که اولا دزدی آنها اینقدر صاحبان محترمشان را ناراحت کند و دوما اینکه نشود لنگه آنها را در دنیای Open Source پیدا کرد. تا حالا شرکتهای بسیار بسیار زیادی هسته یک نرم افزار ساده مثل انبارداری یا دبیرخانه را از اول نوشته و مدتها روی تکمیل آنها وقت و پول گذاشتهاند. آیا بهتر نیست که همه این تلاشهای نه چندان عاقلانه در ایجاد یک نسخه Open Source و بهبود مداوم آن خلاصه شود؟ چرا باید چیزی را که وجود دارد بارها و بارها و بارها از اول نوشت؟ فقط کافی است که کمی بیحالی و کم اطلاعی خودمان را درمان کنیم.
دوست عزيز جناب آقاي افشار
حق با شماست ، شايد متن هاي شرکت های ایرانی آنطور هم که ما فکر می کنیم ارزشمند نباشد. اما صاحب یک پيکان مدل 48 هم راضی به دزدیده شدن ماشینش نیست. شايد Open Source مشکل را حل کند. اما من شخصا با مشکل خیانت در خدمات پس از فروش مواجه شدم. یعنی اينکه به جای شرکت با مشتریان ، قرارداد خدمات پس از فروش می بست و البته نسبت به شرکت تخفيف خوبي هم مي داد. آيا Open Source اين مشکل را حل مي کند ؟
سلام
مقایسه ای که بین یک طراح ساختمان و طراح نرم افزار انجام دادید تحریکم کرد که یه چیزی بگم !
منم قبلا این مقایسه رو انجام داده بودم یه جورایی در هر دو موقعیت هم بودم و هستم هم کارای ساختمونی هم نرم افزاری
جالبه که بگم درسته که ساختمنونو نمیشه ریخت تو فلش و تو سه سوت شوت کرد همه دنیا اما تو ساختمونم مثل نرم افزار راحت دزدی میشه و یه عامل سرمایه گذاری گاهی اوقات انقدر سرش کلا میره که نمیتونه حساب کنه !!
این بلاییه که هست البته به نسبت موقعیت و وضعیت پروژه میشه واسش یه کارایی کرد و اونو به طرق مختلف محدود کرد که خودش ناراحت کنندس
به هر حال موفق باشید !
چند وقتی بود روی یک پروژه عجیب و غریب کار می کردم. شرکتی که صاحب پروژه بود می خواست برای نرم افزارش یک راهنمای کامل بنویسد ولی نمی خواست همه آن را یکجا در اختیار کاربر قرار دهد. فقط وقتی توی نرم افزار اتفاقی می افتاد راهنمای همان قسمت باید نشان داده می شد. خیلی خنده دار بود. این چه راهنمایی بود که نمی خواست کاربر را راهنمایی کند؟!
بعد از یک ماه بررسی به این نتیجه رسیدیم که اگر بخواهیم همچین سیستمی را پیاده سازی کنیم یا خیلی پیچیده می شود، یا خیلی به درد نخور(شاید هم هر دو).
بستن دست و پای یک متخصص نرم افزار توی شرکت برای اینکه سورس لو نرود هم یک جورهایی شبیه این است. اگر شما بخواهید به هز شکلی از خروج سورس کد جلوگیری کنید در کار او اختلال ایجاد می شود.
سلام
وبلاگ قشنگي داري تبريک ميگم
خوشحال ميشم بعد از اين که به اسم مدل لباس لينکم کردي خبرم کني تا لينکت کنم
ممنون